نویسنده : بابک اسماعیلی
من مطالبات مشخصی دارم که این مطالبات شخصی است. ربط به خود من دارد. قبلا بیان کرده ام دوباره تکرار می کنم نهایت هدف من برگزاری یک دادگاه مستقل در تهران است. یک عده از امنیتی های جمهوری اسلامی یازده سال است که مانع زندگی کردن من شده اند. با ساخت و پرداخت دروغ سازمان یافته و بهتان زدن و دخالت سازمان یافته حکومتی در زندگی خانوادگی ام من و فرزندم را دچار مشکلات زیادی کرده اند. فرزندم را نزدیک به سه سال گروگان گرفتند. مدارسی که ساخته بودم را ویران کردند. مانع فعالیت انتشاراتی شدند که راه انداخته بودم. کتاب هایم را در توقیف نگه داشته اند. برای تهدید من آدم کش اجیر کردند. فعالیت آموزشی من را در ایران ممنوع و محدود کردند. و یازده سال در افکار عمومی دروغ به من نسبت دادند. و هر کسی که خواست به من نزدیک شود را تهدید کردند. یازده سال است که همسر سابق من را کنترل می کنند و او را تنها به این دلیل که همسر سابق من است گروگان گرفته اند. فرزندم سالهاست مادر ندارد و من یازده سال است که از شغل مورد علاقه ام دورم و به دلیل تهدیدات مداوم آواره ی جهان شده ام. حتی در خارج از ایران هم محدودیت هایی برای من ایجاد کردند که عقل جن هم به کارهایی که این ها کرده اند نمی رسد. طرف های اصلی من این افراد اند :
مجید حامد قصاب یکی از سه بنیان گذار کانون فرهنگی آموزش (قلم چی)
وابسته به جبهه اصلاحات
سید بابک موسویان آقازاده سخن گوی جبهه ملی
مهریار راشدی عضوی از خانواده مهمترین سرداران سپاه پاسداران
روزبه صادقی پور
کاوه صادقی پور
سید محمود هاشم پور
نسرین شیرازی
علی مصطفی نژاد
من از هر شخص یا گروه سیاسی که متعهد شود - با ضمانت اجرایی - که بعد از برقراری یک حکومت سکولار یا لائیک در ایران کمیته های حقیقت یاب تشکیل می شود و من می توانم مطالباتم را در یک دادگاه مستقل و غیر وابسته پیگری کنم حمایت می کنم. من از هر شخصیت سیاسی که تضمین می دهد قدرت و جرات این را دارد که در یک ایران سکولار شرایطی را ایجاد کند تا من بتوانم در یک دادگاه مستقل در برابر این ارکان جمهوری اسلامی مطالباتم را در یک دادگاه مطرح کنم و به نتیجه برسم حمایت می کنم.
اگر نمی توانید به من تضمین بدهید یعنی من تنها از خودم حمایت می کنم و بازی بقیه ی گروهای سیاسی را تا رسیدن به نتیجه ای که می خواهم بر هم می زنم. مطالبه من شخصی است. منافع دیگران برای من در اولویت نیست. البته حاضرم بابت همه ی اینموارد مطرح شده خسارت بگیرم و هیچ دخالتی در سیاست نداشته باشم.
حساب کنید :
رعشه های شبانه در اتاق شماره دو بند سیصد و پنجاه اوین
هزینه فشارهای روانی وقتی برای دو سال و نیم نمی دانستم فرزندم کجاست
هزینه یک دهه بی مادر بودن فرزندم
هزینه آوارگی و مهاجرت ناخواسته
هزینه یازده سال ممنوعیت از تدریس
هزینه یازده سال نبودن کنار پدر بیمارم و این که او چون در جریان هیچ چیز نیست فکر می کند پسرش بی مسئولیت است!
هزینه بخشی از سلامتی ام که برای همیشه از دست رفته است
هزینه از بین رفتن اعتماد بین دوستان سابق
هزینه تغییر سرنوشت دهها شاگرد مدرسه ای که به دلیل تنش های عامدانه ای که افراد فوق الذکر درست کردند ناخواسته در جایگاه هایی قرار گرفتند که استحاق شان بیشتر بود- که البته اینمورد به خود آنها مربوط است.
مدعیان رفراندوم و انحلال طلبی و اصلاح طلبی و ... محاسبه کنند چقدر می شود.
اگر این خسارت ها محاسبه شود و به من پرداخت شود از پیگری امور سیاسی دست می کشم. در غیر این صورت اشتیاق برای عدالت مرا با خودش تا انتهای راه خواهد برد.
همیشه ممکن است بدتر از این شود......ما را در سایت همیشه ممکن است بدتر از این شود... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 55