پتانسیل های جایگزینی جمهوری اسلامی چیست؟

خرید بک لینک


*پتانسیل های جایگزینی جمهوری اسلامی چیست؟*

بابک اسماعیلی

شاهزاده رضا پهلوی - محموداحمدی نژاد و میرحسین موسوی - مسیح علینژاد - حزب سکولار دموکرات ایران نوری علا , حسن اعتمادی - اتحاد برای دموکراسی در ایران مشهور ترین افراد و گروه هایی هستند که در ایران به دنبال این هستند که آلترناتیو جمهوری اسلامی در لحظه صفر براندازی باشند.

بیایید نگاهی به همه ی این ها بیاندازیم و ببینیم که هر کدام از این افراد و گروه های سیاسی به طور دقیق چه می گویند خواستگاه آنها کجاست و اگر بر اساس تصادف قرعه فال به نام هر یک از آنان افتاد این ها ایران را به چه سمتی خواهند برد.

*شاهزاده رضا پهلوی*
شاهزاده رضا پهلوی یکی از دو مهمترین عضو باقی مانده از نهاد پادشاهی است. بررسی رفتار شاهزاده رضا پهلوی نشان می دهد که شاهزاده علاقه ای به سیاست ندارد. انگیزه های لازم و کافی برای این که نهاد پادشاهی را سرپا نگه دارد را هم ندارد. در خلال چهار دهه گذشته نهاد پادشاهی هیچ سازمانی نداشته است و معمولا دور و بری های شاهزاده رضا پهلوی را امنیتی های جمهوری اسلامی شکل داده اند. شاهزاده با توجه به استراتژی که برای خود در نظر گرفته است در همکاری را با همه ی پروژه های جمهوری اسلامی باز گذاشته است و در زمینه ی همکاری با جمهوری اسلامی یک از رکورد داران است. او با اصلاح طلبان کار کرده است. با براندازان کار کرده است. با جمهوری خواهان اشتراکات قلبی دارد و با سلطنت طلبان رابطه کاریزماتیک.
هیچ تیمی دورو بر شاهزاده رضا پهلوی نیست که او به انها اعتماد داشته باشد و بتواند در فردای یک ایران آزاد بر اساس پتانسیل آنها حکومت یا دولت تشکیل دهد. مهمترین کاری که او تا به حال انجام داده است محافظت از اعضای خانواده اش است و در صفحه شخصی خود در ایسنتا گرام با افراد بسیار زیادی که آنها هم چون او به عکاسی علاقه دارند رابطه دارد.
جمهوری اسلامی در چهل سال گذشته به شدت سعی کرده است که شاهزاده رضا پهلوی را ایزوله تا بتواند او را کنترل کند. امروز که ندای براندازی بلند شده است - یعنی محافظه کاران آمریکایی و جریانات راست در جهان تصمیم گرفته اند جمهوری اسلامی برود - جمهوری اسلامی - جریان راست سیستم ملایی و بخشی از سپاه - با خلق شعار ای شاه ایران برگرد به ایران سعی کرد شاهزاده رضا پهلوی را مصادره کند تا این مهمترین آلترناتیو باقی مانده از بقایای سیستم پادشاهی را تبدیل به گزینه ای کند برای بقای خود.
سیستم پادشاهی یکی از بهترین سیستم ها برای بقای سیستم ملایی است. سیستم ملایی می تواند در پس سیستم پادشاهی پنهان شود و تا ابد به بقای خود ادامه دهد.
در اصل سیستم پادشاهی یکی از بهترین سیستم ها برای سیستم ملایی و یکی از بدترین سیستم ها برای مردم است.

*محمود احمدی نژاد*
مهمترین گزینه نزدیک به رهبر جمهور اسلامی که تلاش می کند رهبر جناح راست جمهوری اسلامی باشد و از یک طرف تلاش می کند تا به آمریکایی ها پیام دهد که اپوزیسیون است محمود احمدی نژاد است. محمود احمدی نژاد تنها یک ویژگی دارد که این ویژگی ممکن است مورد توجه محافظه کاران آمریکایی قرار گیرد. او در جناح چپ سنتی جمهوری اسلامی قرار ندارد و نیست. اما مراودات بیرونی احمدی نژاد با ونزوئلا و شعارهایی که در دوران ریاست جمهوری اش سر می داد از او تصویر یک چپ امپریالیزم ستیز ضد آمریکایی منعکس کرده است. البته این یکی از ویژگی های فردی محمود احمدی نژاد است که در تقابل با چپ سنتی یک راست است و در تقابل با امپریالیزم آمریکا یک چپ خود را نشان می دهد. او از طرفی یک اسلام گرا ست. از طرفی با زیر سوال بردن هلوکاست یک اسرائیل ستیز است. از طرفی گفتمان امام زمانی دارد. نزدیک ترین فرد به رهبر جمهوری اسلامی است در عین حال وقتی دو پهلو حرف می زند گویی اپوزیسیون جمهوری اسلامی است و طرفدارانش چنان وانمود می کنند که او مخالف صد در صد سیستم ملایی است. حال آنکه این طور نیست.
محمود احمدی نژاد نماینده سپاه جبهه پایداری و سیستم ملایی است که تلاش می کند تا با تغییر گفتمان و ایجاد یک گفتمان جعلی جمهوری اسلامی را حفظ کند.

*میرحسین موسوی*
بر کسی پوشیده نیست که جنبش سبز در سال ۸۸ در اصل یک جنبش ساختگی به سفارش طرف خارجی بود. دموکرات های آمریکایی با سفارش به اصلاح طلبان ایران را آزمایشگاهی کردند برای ساخت جنبشی جعلی تا از نتایج آن برای تغییر رژیم در تونس و مصر و لیبی استفاده کنند.
میرحسین موسوی به دروغ خود را رئيس جمهور منتخب خواند و تا زمینه برای همکاری اصلاح طلبان جمهوری اسلامی با دموکرات های آمریکایی برای ساخت مدلی برای تغییرات اجتماعی در سایر کشورها فراهم شود. خرداد هشتادو هشت زمینه برجام را نیز مهیا کرد و اصلاح طلبان با علم به این که برجام یا هر توافقی موقتی خواهد بود میرحسین موسوی و مهدی کروبی را در حصر خانگی نگه داشتند تا از پتانسیل این حصر و حاشیه های آن برای روزی مبادای براندازی استفاده کنند. میرحسین موسوی مهمترین گزینه اصلاح طلبان جمهوری اسلامی برای حفظ ساختار قدرت جمهوری اسلامی است و اصلاح طلبان مترصد فرصت اند تا هر زمان که احساس کنند پروسه براندازی به نقطه صفر خود نزدیک شده است از این نسخه رو نمایی خواهند کرد تا ساختار فعلی قدرت را کماکان در ایران بعدی حفظ کنند.

*آزادی های یواشکی*
مسیح علینژاد را عموما با نام آزادی یواشکی می شناسند. پروژه آزادی یواشکی یکی از نتایج خرداد هشتاد و هشت بود و براساس آن قرار شد فرد مزبور به تمام نهادهای زنانه غربی نفوذ کند. بررسی روزنامه های دهه های قبل در جمهوری اسلامی نشان می دهد که اندیشه آزادی یواشکی و دادن وعده سرخرمن برای ورود زن ها به استادیوم یک پروژه اصلاح طلبی است که سر این اندیشه به صفایی فراهانی برمی گردد. در طی یک دهه گذشته اصلاح طلبان هست و نیست خود را به پروژه آزادی یواشکی گره زدند و آزادی یواشکی عملا شوالیه اصلاح طلبان در داخل و خارج از کشور برای کنترل افکار عمومی و نفوذ به نهادهای غربی شد. او از یک سو با همدردی کردن با زنان در داخل ایران برای خود محبوبیت کسب کرد و از دیگر سو در خارج از ایران با این بهانه که یک کمپینر و فعال حقوق زنان است به تمام خلوت های سیاسی جهان راه یافت. مسیر اصلی که آزادی یواشکی دنبال می کند هر چند ریاست جمهوری در ایران نیست و او اساسا به دنبال چیز دیگری است اما بر اساس احتمالات با توجه به ضریب نفوذ او در رسانه های چپ جهان و تمام رسانه های اپوزیسیون جعلی در خارج از ایران و با توجه به ساپورتی که از دو جناح اصلاح طلب و اصول گرا دریافت می کند میتوان گفت او همیشه یک پتانسیل جدی است که جمهوری اسلامی می تواند رونمایی کند تا نشان دهد که یک دختر روستایی زشت و بدترکیب که از تریبون های رسمی مورد فحاشی (جعلی ) قرار گرفته است رئیس دولت در ایران شده است. اگر این اتفاق بیافتد باید به صفایی فراهانی بابت نوشتن سناریوی آزادی یواشکی نوبل ادبیات داد.


*حزب سکولار دموکرات ایرانیان*
حزب سکولار دموکرات ایرانیان که در اصل یک تشکیلات دو نفری با پشت پرده ای مبهم است نیز خود را آلترناتیو می داند. اهمیت این حزب دو نفره تنها و تنها به نام آن است و نه به رسم و محتوای آن. این حزب سالهاست که مهمترین مانع برای رشد و گسترش سکولار خواهی در جامعه ایرانی عمل کرده است و وقتی تمام روابط و عملکرد این حزب دو نفره و آرایش سیاسی تلویزیون من و تو را بررسی می کنیم می بینیم که این پروژه یکی از مهمترین پروژه ها در خارج از ایران است. شبکه تلویزیونی من و تو و انواع و اقسام شبکه های تلویزیونی لس آنجلسی در خدمت این حزب دو نفره اند. بودجه تلویزیون من و تو نامحدود و منبع این بودجه نامشخص است. محل استقرار این تلویزیون در انگلستان است و جمیع این موارد نشان می دهد که حاشیه امنیت بالای دست اندرکاران حزب سکولار دموکرات ایرانیان و تلویزیون من و تو بسیار بالاست.
از طرفی بررسی زندگی حرفه ای اسماعیل نوری علا و حسن اعتمادی نشان می دهد که گذشته این دو ربطی به وضعیت فعلی آنها ندارد.
خلق یک مانیفست انحلال محور به عنوان اساسنامه حزب و تشکیل مهستان با حضور همه ی پیرمردها و سرگرم کردن آنها با این هدف که کار دیگری انجام ندهند نه از ذهن اسماعیل نوری علا می تواند تراوش شده باشد و نه از حسن اعتمادی. زندگی و پیشینه ای این دو شخصیت محوری حزب نشان نمی دهد که آنچه آنها امروز می گویند محصول اندیشه های خود آنها باشد.

این که این حزب بخواهد هسته مرکزی یک حکومت سکولار در ایران را تشکیل دهد بسیار بعید است چون چنین پتانسیلی در اعضا و کادر حزب وجود ندارد. این پروژه هم همچون آزادی بواشکی ناظر به پروژه اصلی دیگری است و تقریبا محال است که این حزب بر مسند ساخت یک حکومت در ایران قرار بگیرد. سکولار دموکراسی قاتل اسلام گرایی است و ساخت گروه ی سکولار در خارج از ایران با این هدف انجام شده است که جلوی رشد و گسترش سکولار خواهی جامعه ایرانی گرفته شود.
بررسی فعالیت این حزب دو نفره نشان می دهد که یکی از دو هدف اصلی این تشکیلات از بین بردن امکان تشکیل هر گونه حزب واقعی سکولار دموکرات در خارج از ایران است.

*اتحاد برای دموکراسی در ایران*
اتحاد برای دموکراسی در ایران را با جواد خادم و محسن سازگارا و مهرانگیز کار و رامین پرهام و محسن مخملباف و شهریارآهی و حسن شریعتمداری و دیگران می شناسیم. جواد خادم تنها شخصیت سیاسی شناسنامه داری است که تا امروز رسما مدعی شده است که مورد مشورت سازندگان جنبش دی ماه نود و شش بوده است. محسن سازگارا دیگر عضو این اتخاد به روایت تاجزاده یک امنیتی است که به کمک سایر امنیتی ها از ایران خارج شده است و در صف اپوزیسیون قرار گرفته است.
این گروه - اتحاد برای دموکراسی در ایران - هر چند با نفوذ است اما ایدئولوگ این جریان رامین پرهام به طور کل به کپی کاری اندیشه های دیگران بدون ذکر ماخذ متهم است. در اندیشه این گروه نه سکولاریسم جایی دارد و نه دموکراسی. اینها به دنبال تشکیل یک جمهوری ایرانی اند که محتوایش معلوم نیست اما می شود آن را حدس زد : جمهوری اسلامی !


همین طور که واضح است در ظاهر هیچ آلترناتیو مردمی در معادلات جاری دیده نمی شود. جمهوری اسلامی سعی دارد همه چیز را کنترل کند تا ساختار قدرت بتواند در پشت هر اسمی پنهان شود و آسیب نبیند. و خود را بازآرایی کند.
امنیتی های جمهوری اسلامی در خارج از ایران به شدت سعی می کنند تا هر گونه صدای مردمی خفه یا اصلا شنیده نشود. درهای تلویزیون ها در خارج از کشور تنها برای امنیتی های وابسته به جمهوری اسلامی باز است و همه ی گروه ها روی یک موضوع اتفاق نظر دارند : *قدرت به مردم منتقل نشود*

این معادلات را به نفع مردم لازم است تغییر داد. به زودی این کار را انجام می دهیم. پیش از ان لازم است دقت کنیم که جمهوری اسلامی می خواهد ذهن مردم راچنان خسته کند تا در دقیقه ی صفر همه به آنچه خود جمهوری اسلامی انجام می دهد راضی شده باشند.
همه ی گروه های نامبرده در بالا افراد را برجسته می کنند و نه برنامه ها را و هیچ کدام در مورد این که قانون اساسی جه تغییراتی باید بکند حرف نمی زنند. گزینه ها محدود است به رفراندوم و یا تغییر شخص اول کشور و یا از بین بردن خانواده لاریجانی ها یا حذف بسیجی ها و سپاهی هایی که عمدتا هیچ کاره اند و تنها کارکردشان باتوم کشیدن در خیابان به روی مردم است.

یک آلترناتیو مردمی در درجه اول شخصیت محور نیست بلکه برنامه محور است. قدرت روی شخص یا اشخاص متمرکز نمی شود بلکه گفتمان یک آلترناتیو مردمی حول تغییراتی است که در قانون اساسی باید لحاظ شود.
بررسی افراد و نهادهایی که در بالا ذکر آنها رفت نشان می دهد که این گروه ها به جای آنکه بخواهند در مورد محتوای حکومت بعدی حرف بزنند به ایجاد رابطه با اسرائیل و آمریکا مشغول اند چون تصور می کنند که با دخیل بستن به آمریکا و اسرائیل می توانند قدرت را در ایران قبضه کنند.
این شرایط تغییر می کند !

همیشه ممکن است بدتر از این شود......

ما را در سایت همیشه ممکن است بدتر از این شود... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:35

صفحه بندی